no-img
اِمیلا ضمیر ناخودآگاه یا غول چراغ جادو
0
سلام کاربر مهمان. امروز شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸ ورود عضویت

اِمیلا

ادامه مطلب

انتشار؛ ۱۰ مرداد ۱۳۹۸،
79 روز پیش
ضمیر ناخودآگاه یا غول چراغ جادو
امتیاز 5.00 ( 9 رای )
حمایت از emila.ir

ضمیر ناخودآگاه یا غول چراغ جادو

انتشار؛ ۱۰ مرداد ۱۳۹۸ - 79 روز پیش
بازدید؛ 210
نویسنده؛ milipinkman

انسان تنها موجودی است که حق انتخاب دارد یعنی انتخاب می کند که چگونه و چطور باشد اما خروس و مار و سنگ و دریا و …. نمی توانند انتخاب کنند که چطور باشند یعنی نمی توانند انتخاب کنند غیر از این باشند.

نمی توانند انتخاب کنند غیر از آنچه هستند باشند، همان طوری که در وادی اول آمده است با تفکر ساختارها آغاز می شود یعنی ما بر اساس تفکرات خود انتخاب می کنیم چون این تفکرات هستند که باورها را می سازند.

یک اصل و یک قانون کلی وجود دارد که می گوید هر فکری در اثر تکرار و تلقین به باور تبدیل می شود و هر باوری خلق می شود.

در وادی دهم به این موضوع کاملاً اشاره شده، اول تفکر سالم بعد ایمان سالم، یعنی از تفکر سالم ایمان سالم پدید می آید، اگر من مدام فکرهای منفی بکنم حوادث منفی می سازم و یا به عبارتی ساخته می شود برای همین به ذهن که بلندترین کمال نفس انسان است می گویند نفس ناطق یا نفس معجزه گر چون هم خلاقیت دارد و هم معجزه گر است، معجزه می کند.

دانشمندان می گویند که ذهن یک ماه قبل از تشکیل قلب در جنین بوجود می آید و تا حدوداً بین 24 ساعت تا 48 ساعت بعد از مرگ هم باقی می ماند. اینکه این موضوع تا چقدر صحیح است من اصلاً اطلاع ندارم، تا چه چد این موضوع صحت دارد آن را من نمی دانم اما همانطوری که در کتاب 60 درجه آمده است، اعتیاد با مرگ هم از بین نمی رود، یعنی اندیشه ما چون انرژی است و انرژی هم هرگز از بین نخواهد رفت و تنها تغییر شکل می دهد. از صورتی به صورت دیگر به این دلیل حتی بعد از مرگ هم باقی خواهد ماند.

حتماً شنیده ایم ما یک ضمیر خودآگاه داریم و یک ضمیر ناخودآگاه. این ضمیر خودآگاه شامل پنج حس است بعلاوه قدرت تشخصیص و تصمیم گیری یعنی دانایی و دانایی موثر و ضمیر ناخودآگاه شامل صور پنهان است و این صور پنهان شامل احساسات ، خاطرات و عواطب و رویاهای ما و تصاویر و سیستم ایکس.

آن قسمت از اعمال صور آشکار که تحت کنترل ما نیست تحت کنترل ضمیر ناخودآگاه ماست.

چراغ جادویی ذهن ماست و غول چراغ جادویی ضمیر ناخودآگاه ماست.

این ضمیر ناخودآگاه مثل یک بچه می ماند چون منطق نمی داند منطق سرش نمی شود. ضمیر ناخودآگاه مثل غول چراغ جادویی است چون غول چراغ جادویی دارد و هر چیزی را می سازد.

ضمیر ناخودآگاه چون معنی واقعی چیزها را تشخثص نمی دهد، به این دلیل به بچه تشبیه شده است و یک جورهایی فرق بین خوب و بد را نمی داند و فقط دستوری که به او داده میشود انجام میدهد و خلق میکند.

هر فکری در اثر تکرار و تلقین به باور تبدیل می شود مثل یک درخواست از چراغ جادو می ماند. در واقع این غول وظیفه دارد همه باورهای ما را بسازد و خلق کند.

برای پیدا شدن و خلق شدن اولین قدم یک فکر و یا یک اندیشه است و این اندیشه آغاز خلق است.

یعنی اینکه اگر ما اینقدر به چیزهای منفی فکر کنیم که باورش کنیم آن غول چراغ جادو طبق وظیفه اش جادوگری می کند و همان فکر منفی را برایمان خلق می کند.

هیچ کاری هم ندارد که ما از ترسمان هی به آن فکر منفی فکر کرده ایم اما دلمان نمی خواسته که همه چیز آنطوری منفی بشود.

برای مثال اگر من مدام به خودم بگویم من فراموش کار هستم و همه چیز را از یاد می برم بعد از چند بار تکرار شدن این حرف به یک باور تبدیل می شود.

تا یک فکری به باور تبدیل شود غول چراغ جادویی یا ضمیر ناخودآگاه میگوید چشم! جنب علاالدین الان شما را به یک فراموش کار تبدیل می کنم.

اگر بگویم لعنت بر این دنیا، آنهم در پاسخ می گوید لعنت بر این دنیا، چون از قدرت تشخیص موقعیت ها برخوردار نیست ، همانی که میشنود همانجوری که هست مهیا می کند و به خوب و یا بد بودنش هیچ کاری ندارد مثلاً اگر من مدام با خودم بگویم از این موتور خسته شدم، غول چراغ جادویی یا ضمیر ناخودآگاه این حرف را این جوری برای خودش معنی می کند که من موتور را نمی خواهم لطفاً این را از من بگیر.

در صورتی که من از پنچرشدن موتور و یا از خراب شدن موتورم ناراحتم و از روی ناراحتی این حرف را زدم، ولی چون او منظور واقعی من را نمی فهمد، شرایط را جوری فراهم می کند که من موتورم را به نوعی از دست بدهم. شاید هم موتورم دزدیده شود.

پس با شناخت این موضوع از این پس باید یاد بگیرم که چه کلامی را جاری کنم، به جای اینکه بگویم خسته شدم از این موتور، می گویم من یک موتور بی نقص می خواهم و ضمیر ناخودآگاه هم شرایط را مهیا می کند که من به خواسته ام برسم.

من با کلامی که بر زبان می آورم ، دو قانون کلی را بر خودم جذب می کنم، قانون شکست و قانون موفقیت.

یعنی کلام من درست مثل فکری است که به باور تبدیل می شود و وارد ضمیر ناخودآگاه شده و خلق می شود.

افکار و گفتار با هم در ارتباط مستقیم هستند مگر اینکه آنها را جدا جدا خودمان هدایت کنیم، یعنی همان جوری که با ذهن خود به غول چراغ جادو دستور می دهیم که چه چیزی برایمان بسازد، همان جوری هم با کلام خود این عمل را انجام می دهیم.

در واقع فکرهای من یا گفتاری هستند یا به صورت تصاویر سازی، غول چراغ جادویی در مقابل کلام ما همان رفتاری را در پیش می گیرد که در مقابل افکار ما.

برای مثال:

اگر من چندین بار که وسایلم را گم کرده بودم بگویم من همیشه چیزهایی را که دوست دارم از دست می دهم و با تکرار این حرف آن به باور تبدیل می شود و غول چراغ جادو (( ضمیر ناخودآگاه )) علت دارد که هر چیزی را که می شنود به صورت کلی و همه جانبه به همه چیز تعمیمش بدهد. آن را اینجوری معنی می کند که من باید همه چیزهایی که دوست دارم از دست بدهم.

عشق، پول، کار و … چون خودم این قانون را خلق کرده ام و اعلامش کرده ام، در واقع غول چراغ جادو کلمه از دست دادن را می فهمد و مفهوم واقعی اش را و آن را به از دست دادن همه چیز تعمیم می دهد و یا برای مثال اگر عینک از دستم بیافتد و بشکند و من  بگویم بدرد هیچ کاری نمی خورم و بارها در مواقع مختلف این اظهار نظر را از خودم بکنم این فکر در اثر تکرار به باور تبدیل می شود.

آنوقت غول چراغ جادو اصلاً نمی فهمد که من از روی عصبانیت چنین چیزی را گفتم.

غول چراغ جادو می گوید: درست است تو به درد هیچ کاری نمی خوری، یعنی آن کلمه به درد هیچ کاری نخوردن را به همه معانی کاملترش تعمیم می دهد و بعد به ما میگوید باشه از این پس سر هر کاری که بروی آن کار به هم می خورد چون تو آدم بدرد بخوری نیستی.

نتیجه می گیریم که همان طور که با افکارم چیزهایی را خلق می کنم، با کلامی که بر زبان می آورم هم  چیزهایی خلق می شود و سعی کنم با استفاده از کلمات خوب چیزهای خوبی خلق کنم، اگر مشکل ترس دارم نمی گویم ترسو نیستم، می گویم شجاع هستم.

از جملاتی باید استفاده کنم که برایم قابل باور باشد ، چون میزان باور انسانها با هم فرق می کند.

((نقشه ای بسیار دقیق و حساب شده که راه به عقب نداشته باشد و قابل اجرا باشد)) یعنی چیزی که برایم قابل باور نیست نتیجه معکوس می دهد. مثلاً اگر کسی شنا بلد نیست نباید به خودش بگوید من قهرمان شنا هستم چون ضمیر ناخودآگاهش نمی تواند بپذیرد، اگر بپذیرد وارد آب می شود و …. باید بگوید سعی می کنم یاد بگیرم و شنا گر خوبی بشوم تا لذت ببرم.

از این پس من سعی می کنم در طول روز از کلمات خوبی استفاده کنم ، از این پس سعی می کنم به دستورهایی که به غول چراغ جادو میدهم توجه و تفکر کنم.

سعی می کنیم از این پس وادی پنجم را اجرایی کنیم یعنی: پندار سالم، گفتار سالم و کردار صالح را همیشه مد نظر داشته باشم.

سعی می کنم از این که این کارها را انجام دادم از خودم تشکر کنم ، به امید اینکه قدرت مطلق همواره یاریم خواهد داد، حرکت می کنم تا راه نمایان شود و بر این باور هستم که من قطره ای از اقیانوس قدرت مطلق هستم.

انجام راه درست و کامل، انسان را به انوار الهی نزدیک می کند و انوار الهی چشم دل را می گشاید.


موضوع : عمومی/ برچسب : / لینک کوتاه : https://emila.ir/?p=17225
designer